كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
518
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
فَإِنْ لَمْ تَأْتُونِي بِهِ پس اگر نمىآريد به من آن برادر فَلا كَيْلَ لَكُمْ عِنْدِي پس نيست مكيل شما را نزديك من يعنى طعام وَ لا تَقْرَبُونِ و نزديك مشويد به من و در ولايت من مىآئيد قالُوا سَنُراوِدُ عَنْهُ أَباهُ گفتند زود او را بطلبيم از پدر او و جهد كنيم در آن وَ إِنَّا لَفاعِلُونَ و به درستى كه ما كنندگانيم آن چيزى را كه بگوئيم وَ قالَ و گفت يوسف عليه السلام لِفِتْيانِهِ اجْعَلُوا بِضاعَتَهُمْ مر غلامان را كه كيل غلات تعلق بديشان داشت بنهيد بار ايشان را كه به بهائى گندم آورده بودند و آن اديمى و كفشى چند بوده يوسف عليه السّلام نخواست كه گندم به بها بديشان فروشد فرمود كه بضاعتهاى ايشان را درج كنيد فِي رِحالِهِمْ در باردانهاى ايشان و ديگر دانست كه ديانت ايشان اقتضاى آن خواهد كرد كه آن بضاعتها چون بثمن گندم بوده بازآرند و ازين جهت لَعَلَّهُمْ يَعْرِفُونَها شايد كه ايشان بشناسند بضاعت خود را إِذَا انْقَلَبُوا چون بازگردند إِلى أَهْلِهِمْ بسوى كسان خود و بار بگشايند لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ شايد كه بازگردند و برادر مرا بيارند فَلَمَّا رَجَعُوا پس آن هنگام كه بازگشتند فرزندان يعقوب عليه السلام إِلى أَبِيهِمْ بسوى پدر خود قالُوا يا أَبانا گفتند اى پدر ما مُنِعَ مِنَّا الْكَيْلُ منع كرده شد از ما پيمودن طعام يعنى ملك مصر حكم كرد كه ديگر طعام بر ما نهپيمايند اگر اين بار بنيامين را نبريم فَأَرْسِلْ مَعَنا پس بفرست با ما أَخانا برادر ما را نَكْتَلْ تا فراگيريم كيل از براى خود و براى او وَ إِنَّا لَهُ و به تحقيق ما او را لَحافِظُونَ نگاهدارندگانيم از رسيدن مكروهى به دو قالَ گفت يعقوب عليه السلام كه اى فرزندان هَلْ آمَنُكُمْ آيا شما را امين دارم عَلَيْهِ برو يعنى بر بنيامين إِلَّا كَما أَمِنْتُكُمْ مگر همچنانكه امين ساختم شما را عَلى أَخِيهِ به برادر او مِنْ قَبْلُ پيش ازين كه گفتيد و انا له لحافظون و من بر محافظت شما اعتماد ندارم فَاللَّهُ خَيْرٌ پس خداى بهتر است حافِظاً از جهت نگاه داشتن و حفص حافظا خواند يعنى او است بهتر درحالىكه نگاهدارنده است پس توكل برو كنم و كار خود به دو گذارم وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ و او بخشندهترين بخشندگان است شايد كه به محافظت وى به من ببخشايد و به مصيبت دو فرزند مرا مبتلا نهگرداند -